تعارض حبس با اصل شخصی بودن مجازاتها
اصل بر این است که مجازاتها تنها بر شخص مجرم تحمیل شود. کیفر حبس اگر چه ظاهراً بر خود زندانی تحمیل میشود اما باید گفت که زندانی شدن مجرم، بی شک، به شکل غیر مستقیم آثار زیان بار مالی، معنوی، فکری و روحی را بر خانواده زندانی به بار میآورد. در نتیجه به اصل شخصی بودن خدشه وارد میشود و این عمل مجازات را از حالت شخصی بودن خارج میکند. نمونهای از این مشکلات که میتوان اشاره کرد : نگرانی و احساس ناامنی میان سایر اعضای خانواده، نداشتن منبع درآمد، ترک تحصیل فرزندان، سرخوردگی در جامعه و بین دوستان حتی طرد شدن از جمع فامیل و دوست و آشنا و … در برخی موارد زندان به عنوان «داروی بدتر از درد» تعبیر میشود. [1]
یکی از محققان در اینباره میگوید : « تأثیر مهمی که زندانی شدن فرد بر او وارد میکند در زمینه خانوادگی است. وقتی فردی به خاطر هر جرمی محکوم به حبس شود، افرادی که دارای همسر و فرزند میباشند به خاطر دوری از خانواده و بیسرپرستی آنها دچار مشکلات روحی و روانی در زندان خواهند شد و خانواده او هم بر اثر بی سرپرستی در جامعه ممکن است به انحراف و فساد کشیده شوند.» به نظر میرسد زمانی این اثر مخرب زندان، قابل لمس است که زندانی یک فرد متأهل باشد و نیز به ویژه زندانی متأهلی که دارای فرزندانی باشد چون اثر تخریبی زندان بر فرزندان زندانی نسبت به سایر اعضای خانواده وی بیشتر است. حتی در زمینه اقتصادی بیشترین فشار و سختی بر خانواده فرد محبوس شده وارد میشود. [2]
وقتی فردی که سرپرست خانواده است وارد زندان میشود وضعیت اقتصادی خانواده به کلی مختل و در یک وضعیت بحرانی قرار میگیرد وارد یک مرحله جدیدی میشود طبیعی است که درآمدهایی که شوهر و سرپرست خانواده میتوانسته کسب کند منتفی است. حال سنگینی این وضعیت بر دوش زن خانواده است، اگر وی فردی شاغل باشد قضیه متفاوت است و او میتوانند به نوعی مخارج خود و فرزندان را تأمین کند ولیکن درجایی که چنین شرایطی موجود نباشد وضعیت به حالت بحرانی تبدیل میگردد، ابتدا هرگونه پس اندازی که موجود بوده خرج و هزینه میگردد و در آخر امید به افراد فامیل دارند در جهت کمک مالی.
حتی در شرایطی که زن شاغل است، پس از محبوس شدن همسر همه نگاهها به زن عوض میشود و جایگاه قبلی زن متزلزل میشود نگاهها با نوعی تحقیر همراه است. حال آیا این انصاف است ؟
در زمینه تحصیل فرزندان هم باید قدری گفت. درست است زندانی شدن سرپرست خانواده روی هر بعد از زندگی افراد آن خانه تأثیر میگذارد که یکی از این ابعاد که بسیار مهم هم هست، بعد تحصیل فرزندان است. فرزندان یک ذهن بسیار حساس دارند و باید در شرایط روحی مناسب باشند تا بتوانند به تحصیل خود ادامه بدهند اولین نتیجه زندانی شدن مرد خانواده این است که میتواند تأثیرات بسیار بدی در تحصیل محصلین خانواده بگذارد. در خانواده یکی از افرادی که میشناسم به علت فروش مواد مخدر در زندان به سر میبرد دخترش که شاگرد اول و ممتاز کلاس بود به زور حتی با تجدیدی قبول میشد.
میدانیم که آینده ساز این مملکت همین فرزندان هستند هر چند که تعداد آنها در اقلیت است ولی آیا نباید برای آنها فکری اندیشیده شود ؟ [3]
خانواده به منزله کانونی است که هر یک از اعضا آن دارای نقشی میباشند و در این راستا نقش والدین، به منزله سقف و ستون این کانون میباشد و کم رنگ شدن نقش هر یک از اعضاء خانواده عاملی است که منجر به از هم پاشیدن ساختار خانواده میشود و آسیبهای مقتضی وارد میسازد. یک از ویژگیهای بارز هر نوع خانواده بار عاطفی خانواده است. منظور از بار عاطفی حمایتی است که والدین از فرزندان خود دارند و در صورت کم رنگ شدن آن میتواند منجر به از دست رفتن امنیت روانی فرزندان گردد. طبیعی است که عدم حضور پدر و مادر در خانواده به بافت عاطفی اعضای خانواده آسیب میرساند و منجر به حصول دلبستگی ناایمن در فرزندان و برخورد علایم اضطراری جدایی و تنشهای حاصل از آن میگردد که به دنبال خود احساس مبنی بر ناامنی را حاصل میکند. خانواده با نقشی که در حفظ آداب و سنن فرهنگی و انتقال آنها به نسلهای آینده دارد، فرهنگ را زنده نگاه میدارد. بنابراین خانواده را از پارهای جهات میتوان نماینده جامعه دانست و ناتوانی خانواده در اجرای کامل کارکردهایش گویای این واقعیت است که جامعه نیز به هدفهای خود نخواهد رسید. زیرا هر جامعهای کوشش دارد تا نسلهای آینده متفکر در خود پرورش دهد و هسته این بالندگی درون خانواده شکوفا میشود.
عناصر اصلی خانواده هم مسئول جامعهپذیری فرزندان هستند و هم باید در خارج از خانواده بر آنها نظارت داشته باشد، لذا عدم حضور عناصر اصلی خانواده در کارکردهای نظارتی و تربیتی و عوامل مؤثر بر جامعهپذیری فرزندان اثرات منفی بر جای گذارده و فرزندان توانایی انطباق و سازگاری بهینه با جامعه را نخواهد داشت. لذا میتوان بروز رفتارهای اثرات منفی بر جای گذارده و فرزندان توانایی انطباق و سازگاری بهینه با جامعه را نخواهد داشت. لذا میتوان بروز رفتارهای نابهنجار اجتماعی را در فرزندان خانوادههایی که دارای سوابق حبس هستند شاهد بود. یکی از مهمترین فرآیندهایی که در خانواده میباید حاصل گردد بحث الگو در خانوادهها است، عدم کفایت پدر یا فقدان او بر حسب اینکه الگوهای دیگری از مردان در خانواده باشد یا نباشد نتایج و اثرات متفاوتی خواهد داشت. در نهایت فرزندان در درون خانواده و از طریق تجربه مستقیم با عناصر اصلی نظام فرا میگیرد که پدر مظهر اقتدار است و ما در مظهر محبت و عطوفت و از این طریق میآموزد که در بزرگسالی نقش مناسب خود را ایفا کند. [4]
بررسی ها و مطالعات نشان می دهد که نداشتن تجربه مستقیم با پدری به عنوان به عنوان مدل و الگو و همچنین پدری که نتواند الگو مدل رفتاری مناسب داشته باشد، فرزندان را از نظر رفتارهای اجتماعی دچار مشکل می سازد.
اولین تجربیات جامعه پذیری که طی آن نوجوان به مهارتها و ارزشهای والدین پی می برد، ملاکی است برای رفتار بعد او، لذا عدم حضور پدر منجر به اختلال در فرایند الگوپذیر فرزندان می شود و همچنین با توجه به اینکه فرایند همانند سازی و رشد سوپرالگو در سنین کودکی بنابر فرایند الگوسازی شکل می گیرد و حضور مادر و پدر عاملی است که در تائید نقش هویت جنسی، لذا عدم وجود والدین در خانواده منجر به بروز اختلال در فرایند الگوپذیری می شود. [5]
از سوی دیگر فرد مجرم پس از ورود به زندان به لحاظ یادگیری اجتماعی و فرایند تقلید، رفتارهای حاضر در زندان را به عنوان خرده فرهنگ می آموزد و با توجه به اینکه فرزندان رفتارهای خود را از والدین می آموزند، لذا فرایند انتقال رفتارهای انحرافی را به لحاظ حضور پدر در زندان می توان مشهود داشت.
همانگونه که ذکر گردید فرد مجرم پس از خروج از زندان با برچسبهائی که از سوی جامعه به وی اطلاق می گردد روبرو می باشد، این برچسبها فقط به خود مجرم زده نمی شود بلکه اعضاء خانواده و ساختار خانواده نیز با این مسئله روبرو می گردند و این امر، به منزله عاملی است که در روند ارتباطات اجتماعی و گرایش خانواده به سوی جامعه بهنجار اختلال ایجاد می نماید می توان این امر را مشاهده نمود که پس از مدتی خانواده مجرمین منزوی گردیده و تعاملات معنی دار خود را از جامعه از دست خواهد داد. از جمله مسائلی که در فرایند تربیتی حاصل می شود جامعه پذیری فرزندان در خانواده است. نکته اساسی و قابل ذکر در بررسی فرایند جامعه پذیری فرزندان مبنی بر این است که روند مزبور از طریق ارزشهایی که بر طبق اجتماعی با معاشران خانواده حاکم است صورت می گیرد و به طوری که مشاهده شده است، حضور و رفتار پدر در نظام خانوادگی الگوئی است برای چگونگی جامعه پذیری فرزندان و اما در خانواده هایی که پدر حضور ندارند، فرزندان ارزشهای اجتماعی را به درستی پذیرا نمی شود با همسالان عادی خود سازگار می شوند، نحوه ارتباط فرزندان با اعضاء و خانواده توام با احترام نیست. در فرزندان این خانواده ها ترک تحصیل یا افت تحصیلی بالاست در نظام خانواده ایرانی، نقش اقتصادی به گونه ای روشن و آشکار است در خانواده ای که پدر حضور ندارد و در حبس به سر نمی برد نقش اقتصادی و اقتدار پدر به شدت مختل می گردد و پایگاه شغلی پدر دستخوش اختلال می شود.
یکی از نقش های مهم پدر در خانواده، نقش حمایتی اوست، عدم حضور طولانی مدت پدر در خانواده منجر به بروز اختلال در نقش مشکل گشایی و حمایتی پدر می شود و پدر به عضو حمایت شونده ای مبدل می شود و بر همین اساس باید به فکر راه چاره بود زیرا که کمبود و فقدان عده کثیری از افراد جامعه به خصوص مردان، تاثیراتی بس شگرف را به دنبال خواهد داشت. مسئولیت اداره خانه و خانواده با مرد خانه است. حال در فقدان این افراد چه مسائلی رخ می دهد؟
[1] . آشوری ،محمد،پیشین، ص 40
[2] . رستمی علی، 1389، تحلیلی بر عوامل تأثیرگذار زندان بر زندانی،بی نا،چاپ اول،تهران، ص 32
[3] . همان، ص 34
[4] . قائمي، علی، ١٣٩٣،نظام حيات خانواده در اسلام، نشر انجمن اوليا و مربيان، چاپ سیزدهم، تهران ، ص61
[5] . تقوی، نعمت الله، 1376،جامعه شناسی خانواده، انتشارات دانشگاه پیام نور،چاپ اول،تهران ، ص 43
نظر شما