فقدان دلیل طرفین برای اثبات ادعا در خصوص مال الاجاره
آقای (الف) دادخواستی به خواسته مطالبه اجور معوقه به مدت دوازده ماه و به مبلغ شصت میلیون ریال و تقاضای صدور دستور تخلیه به استناد قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 را تقدیم دادگاه کرده است.
خوانده در مقام دفاع اظهار کرده که قرارداد اجاره شفاهی بوده و اجاره ماهیانه چهار میلیون و پانصد هزار ریال بوده است.
اما خواهان مدعی است اجاره¬بها ماهیانه پنج میلیون ریال تعیین شده بود و شفاهی بودن قرارداد را نیز پذیرفته است. چنانچه طرفین دلیلی که مثبت ادعایشان در خصوص مال¬الاجاره باشد ارائه ندهند تصمیم دادگاه در خصوص موضوع مطروحه چه خواهد بود؟
: اولاً؛ چون قرارداد، شفاهی و فاقد شرایط اجاره¬نامه¬های موضوع ماده 2 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب سال 1376 است موضوع از شمول پرونده¬های موضوع دستور تخلیه خارج بوده و برای تخلیه مورد اجاره باید دعوای تخلیه مطرح و رسیدگی به عمل آید و بعد از صدور و قطعیت رأی و صدور اجراییه مراحل تخلیه پیگیری خواهد شد.
ثانیاً؛ راجع به اختلاف بین موجر و مستأجر در مبلغ اجاره¬بها، قدر متیقن، ثابت بودن اجاره¬بهای اقل است که می¬تواند مبنا قرار گیرد و در مورد مازاد، دادرسی بر اساس ادله اثبات دعوا و قاعده مدعی و منکر اجرا و بر اساس نتایج حاصل از آن، اتخاذ تصمیم ماهوی صورت خواهد پذیرفت.
لذا نظر اکثریت در نشست قضایی خمین مورد تأیید است.
با توجه به لزوم جریان اصل صحت در معاملات و با عنایت به اینکه در موضوع مطروحه، طرفین در میزان مال¬الاجاره به نحو اقل و اکثر اختلاف دارند، قدر یقین که مبلغ چهار میلیون و پانصد هزار ریال است مورد حکم قرار می¬گیرد.
اما در خصوص مازاد بر قدر یقین، قاعده مدعی و منکر جاری می¬شود و بر اساس نتیجه حاصل از جریان قاعده مزبور اتخاذ تصمیم می¬کند.
در خصوص تقاضای صدور دستور تخلیه نیز با توجه به اینکه قرارداد شفاهی بوده است و مطابق قانون روابط موجر و مستأجر سال 76 یکی از شرایط صدور دستور تخلیه، کتبی بودن قرارداد است.
بنابراین، به استناد ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوا صادر می¬شود.
در فرض مسئله که دلیلی برای اثبات ادعای یکی از طرفین وجود ندارد توافق طرفین در مال¬الاجاره (که معین بودن آن مطابق بند 3 ماده 190 قانون مدنی لازم است) و وقوع عقد اجاره مورد تردید قرار می¬گیرد. در نتیجه تشکیل عقد را به حکم اصل عدم باید منتفی دانست.
اصل صحت نیز در موردی که توافق قصد طرفین و یا تحقق سبب موجرعقد مشکوک باشد جاری نمی¬شود؛ چه اینکه اصل صحت در مواردی جریان می¬یابد که وجود قصد انشای موافق طرفین به طور مسلم یا بر حسب ظاهر احراز شود و زمانی که تشکیل عقد را به حکم اصل عدم منتفی دانستیم تقاضای صدور دستور تخلیه نیز منطبق بر قانون نیست؛ چه اینکه صدور دستور تخلیه با رعایت شرایط قانونی، منوط به وجود یک عقد اجاره صحیح است.
نتیجه اینکه در خصوص هر دو موضوع، مستنداً به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی، قرار عدم استماع دعوا صادر می¬شود و صدور حکم مقتضی، منوط به تقدیم دادخواست به خواسته مطالبه اجرت¬المثل ایام تصرف و خلع ید از ناحیه خواهان است.
نظر شما