طلاق قضایی
طلاق قضایی رجعی است یا بائن؟
نظر به اینکه عسر و حرج زوجه در ادامه زندگی زناشویی می¬تواند یکی از موجبات درخواست طلاق از ناحیه او باشد و نوع طلاق با توجه به کیفیت وقوع آن باید در حکم دادگاه قید شود؛ لذا به نظر می¬رسد طلاق به لحاظ وجود عسر و حرج برای زوجه و امکان اجرای حکم به وسیله دادگاه در صورت استنکاف زوج، از مصادیق طلاق بائن است؛ زیرا با پذیرش عسر و حرج زوجه و تشخیص عدم امکان ادامه زندگی زناشویی برای وی و تجویز طلاق به این علت، رجعی دانستن اینگونه طلاق به معنای این است که زوجه را مجدداً دچار عسر و حرج کنیم که معقول و منطقی به نظر نمی¬رسد و مخالف فلسفه وضع این تأسیس حقوقی و نقض غرض خواهد بود. اجبار به طلاق حاکم، در صورت استنکاف و همچنیـن عجز شوهر از دادن نفقه از موارد طلاق قضایی است که بائن است. به موجب ماده 1030 قانون مدنی اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضای مدت عده مراجعت کند، نسبت به طلاق حق رجوع دارد. ولی بعد از انقضـای مدت، حق رجوع ندارد و نتیجتاً اتفاقنظر اعلام شده تأیید می¬شود.
در برخی موارد بدون اینکه زوج راضی به طلاق باشد و یا حضور داشته باشد حاکم شرع همسر او را طلاق می¬دهد این نوع طلاق، طلاق قضایی است. در صورت¬های ذیل، طلاق، قضایی محسوب می¬شود: 1ـ به لحاظ عسر و حرج موضوع ماده 1130 ق.م. 2ـ به لحاظ ترک انفاق موضوع ماده 1129 ق.م. 3ـ طلاق در مورد زوج غایب مفقودالاثر موضوع ماده 1011 ق.م. 4ـ طلاق پس از ظهار 5ـ طلاق پس از ایلاء در فرض سؤال به نظر می¬رسد که اگر طلاق به حکم دادگاه به لحاظ درخواست زن، با توجه به وجود شرایط مذکور صادر شده باشد، طلاق قضایی و بائن محسوب می¬شود و زوج حق رجوع ندارد. اگر قائل به این امر باشیم که در طلاق قضایی زوج حق رجوع دارد پس اولاً؛ رسیدگی به درخواست زوجه و صدور حکم امر بی¬فایده¬ای است و نقض غرض است که از یک سو شوهر به حکم دادگاه به طلاق ملزم شود و از سوی دیگر در ایام عده حق رجوع داشته باشد. ثانیاً؛ نظم عمومی و حرمت طلاق ایجاب می¬کند که حق رجوع برای شوهر نباشد. نتیجتاً اینکه در فرض سؤال، طلاق بائن است و حق رجوع برای زوجه وجود ندارد.
طلاق قضایی رجعی است یا بائن؟
نظر به اینکه عسر و حرج زوجه در ادامه زندگی زناشویی می¬تواند یکی از موجبات درخواست طلاق از ناحیه او باشد و نوع طلاق با توجه به کیفیت وقوع آن باید در حکم دادگاه قید شود؛ لذا به نظر می¬رسد طلاق به لحاظ وجود عسر و حرج برای زوجه و امکان اجرای حکم به وسیله دادگاه در صورت استنکاف زوج، از مصادیق طلاق بائن است؛ زیرا با پذیرش عسر و حرج زوجه و تشخیص عدم امکان ادامه زندگی زناشویی برای وی و تجویز طلاق به این علت، رجعی دانستن اینگونه طلاق به معنای این است که زوجه را مجدداً دچار عسر و حرج کنیم که معقول و منطقی به نظر نمی¬رسد و مخالف فلسفه وضع این تأسیس حقوقی و نقض غرض خواهد بود. اجبار به طلاق حاکم، در صورت استنکاف و همچنیـن عجز شوهر از دادن نفقه از موارد طلاق قضایی است که بائن است. به موجب ماده 1030 قانون مدنی اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضای مدت عده مراجعت کند، نسبت به طلاق حق رجوع دارد. ولی بعد از انقضـای مدت، حق رجوع ندارد و نتیجتاً اتفاقنظر اعلام شده تأیید می¬شود.
در برخی موارد بدون اینکه زوج راضی به طلاق باشد و یا حضور داشته باشد حاکم شرع همسر او را طلاق می¬دهد این نوع طلاق، طلاق قضایی است. در صورت¬های ذیل، طلاق، قضایی محسوب می¬شود: 1ـ به لحاظ عسر و حرج موضوع ماده 1130 ق.م. 2ـ به لحاظ ترک انفاق موضوع ماده 1129 ق.م. 3ـ طلاق در مورد زوج غایب مفقودالاثر موضوع ماده 1011 ق.م. 4ـ طلاق پس از ظهار 5ـ طلاق پس از ایلاء در فرض سؤال به نظر می¬رسد که اگر طلاق به حکم دادگاه به لحاظ درخواست زن، با توجه به وجود شرایط مذکور صادر شده باشد، طلاق قضایی و بائن محسوب می¬شود و زوج حق رجوع ندارد. اگر قائل به این امر باشیم که در طلاق قضایی زوج حق رجوع دارد پس اولاً؛ رسیدگی به درخواست زوجه و صدور حکم امر بی¬فایده¬ای است و نقض غرض است که از یک سو شوهر به حکم دادگاه به طلاق ملزم شود و از سوی دیگر در ایام عده حق رجوع داشته باشد. ثانیاً؛ نظم عمومی و حرمت طلاق ایجاب می¬کند که حق رجوع برای شوهر نباشد. نتیجتاً اینکه در فرض سؤال، طلاق بائن است و حق رجوع برای زوجه وجود ندارد.
نظر شما