ازدواج با فرزند خوانده و آثار سوء آن بر فرد و جامعه
آیا در حقوق ایران با فرزند خوانده میتوان ازدواج نمود یا خیر؟ در صورت مثبت بودن پاسخ آیا چنین ازدواجی آثار سوء و منفی دارد یا خیر؟ پاسخ مستدل و با ذکر مستندات و مواد قانونی باشد.
با توجه به نحوه انشاء تبصره ماده 26 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدون سرپرست، اصل بر ممنوعیت قانونی ازدواج سرپرست با فرزند خوانده است به لحاظ اینکه بیم ایجاد سلطه و سلب حق ازدواج آزادانه را نسبت به فرزندخوانده ایجاد نماید و به علاوه از لحاظ روحی و عاطفی منتهی به از دست دادن والدین (در نتیجه ازدواج با پدرخوانده)، تأثیر منفی در زندگی شخصی فرزندخوانده و احیاناً تربیت فرزندان آینده خواهد داشت؛ بنابراین جز در موارد استثنایی که دادگاه ذیصلاح چنین ازدواجی را به مصلحت فرزندخوانده تشخیص دهد، آن هم با کسب نظر سازمان بهزیستی، امکان قانونی چنین ازدواجی وجود ندارد.
در قوانین ایران در این خصوص منعی برای ازدواج با فرزند خوانده وجود ندارد، ماده 26 قانون حمایت از کودکان بیسرپرست و بد سرپرست مصوب 1392/7/10 و تبصره آن دلیل این امر است. اما این قانون مصون از انتقاد نیست و ازدواج با فرزند خوانده دارای آثار سوء زیادی دارد از جمله
اولاً: این امر و تجویز قانونگذار باعث میشود سرپرست از همان ابتدا ء به نیّت سوء استفاده اقدام به قبول سرپرستی نموده باشد.
ثانیاً: چه بسا حق ازدواج آزادانه را از ایشان بنا به سلطهای که دارد از وی سلب نماید.
ثالثاً: فرزند خوانده وی را به عنوان والدین خود پنداشته که در نهایت اقدام به ازدواج با ایشان نموده.
رابعاً: این امر از لحاظ روحی و روانی و عاطفی که منتهی به از دست دادن والدین خود شده است تأثیر سوء خواهد داشت و در تربیت فرزندان آینده نمیتواند به عنوان مادری خوب ایفای وظیفه نماید. قائلین به این نظر معتقدند در حقوق ایران ازدواج با فرزند خوانده منع قانونی ندارد، مستند آن ماده 26 قانون حمایت از کودکان بیسرپرست و بد سرپرست مصوب 1392/02/10 و تبصره آن به تشخیص دادگاه میباشد. اما ازدواج با فرزند خوانده دارای آثار منفی و سوء فراوانی برای زوال فرد «فرزند خوانده» و جامعه است.
نام قانون مورد اشاره با متون تصویب شده آن همخوانی ندارد و در تقابل هم قرار گرفتهاند، شاه ماده آن ماده 26 و تبصره آن است که مورد انتقاد بوده و خواهد بود مگر اینکه از طریق تقنینی اقدام به اصلاح آن نمایند. چگونه ممکن است فرزندی که بدواً به دیده پدر کسی را نگاه میکند و بعد بشود زوجه آن، آیا این امر موجب خدشهدار شدن به عواطف و احساسات درونی کودک امروز و زوجه فردا نخواهد شد. آیا چنین زوجه قادر خواهد بود فرزندانی سالم تحویل جامعه نماید؟ آیا چنین ازدواجی با مبانی و فلسفه فرزند خواندگی در تغایر نیست؟
آیا قبول فرزند خوانده پر کردن یک خلاء و ضرورت اخلاقی، عاطفی، فردی، خانوادگی و اجتماعی نیست؟ آیا نادیده گرفتن عرفیات جامعه مدنی منطقی و عقلایی است؟ اگر اینگونه است باید گامهای برداشته شده را اصلاح نمود. تحلیل دیگر این است که چنین ازدواجی دارای آثار سوء و منفی روحی و روانی بر فرد و جامعه دارد و در عرف جامعه نیز این تلقی قانونگذار ناپسند است. فرزند خوانده سرپرستان را به دیده پدر و یا مادر میبیند و این تفکر با ازدواج با آنها در تعارض اجتماعی و اخلاقی میباشد.
در حالت کلی در حقوق ایران و فقه اسلامی فرزند خواندگی یا تبنّی ایجاد عُلقه نسبی یا سببی نمینماید، مگر مادرخوانده تحت شرایطی مادر رضایی فرزند خوانده باشد که از حیث حرمت نکاح مانند مادر حقیقی بوده، لذا با فرض سؤال امکان نکاح به لحاظ حقوقی و شرعی و بنا به اصول خانواده وجود دارد و جنبه روانشناختی آن دارای مفهوم شخصی و نِسبی بوده و نمیتوان در خصوص آثار سوء آن، قاعده سازی نمود و حسب هر مورد و اوضاع و احوال اشخاص تفاوت میکند.
پاسخ به استناد ماده 26 قانون حمایت از کودکان از بیسرپرست و بد سرپرست مصوب 1392/7/10 و تبصره آن مثبت است. با توجه به قانونی بودن این ظاهراً فاقد آثار سوء است، ولی با توجه به اوضاع و احوال حاکم و شرایط خاص تبعاً آثار سوء معنوی و روحی بر این ازدواج بار است.
بله پاسخ مثبت است، به دلیل اینکه فرزند خوانده شامل هیچ یک از محرمات « فرزند، عمه ،خاله و …» نمیباشد و چنین ازدواجی منعی ندارد، ولی نظر به حس و احساسات پدری یا مادری که فیمابین حادث است اجتناب از چنین ازدواجی پسندیده است.
نظر شما