در خصوص دعوی آقای ر.ش. به طرفیت خانم س.ف. به خواسته تنفیذ فسخ نکاح به علت فقدان وصف و استرداد هدایای تقدیمی به این توضیح که خواهان مدعی است برابر مندرجات سند رسمی شماره 5538 مورخ 1391/08/25 تنظیمی در دفترخانه شماره … پردیس خوانده را به عقد نکاح دائم خود در آورده و در زمان عقد و مذاکرات قبل از آن خوانده خود را باکره اعلام و اما پس از مدتی شفاهاً اقرار به عدم بکارت نموده است. با توجه به مراتب به استناد ماده 1128 قانون مدنی صدور حکم به تنفیذ فسخ نکاح و استرداد هدایای تحویلی به خوانده مطابق لیست پیوست دادخواست را خواستار شده است.
دادگاه با توجه به مجموع محتویات پرونده و نظر به اینکه خوانده در دفاع برابر دعوی مطروحه مدعی شده است خواهان از ازدواج سابق منجر به طلاق وی و نیز دوشیزه نبودن او اطلاع داشته و برای اثبات ادعای خود به متن سند رسمی مارالذکر و نیز گواهی دو نفر استناد کرده است. دادگاه اظهارات آقای ب.ع. سردفتر و مجری صیغه عقد نکاح مذکور و نیز آقای م.س. که در جریان موضوع بودهاند را اخذ و سردفتر محترم مذکور اظهار داشته که «خواهان از ازدواج سابق و باکره نبودن زوجه اطلاع داشته و اصرار داشته لزومی به اطلاع اقوام او نیست و علیرغم اصرار وی در جلسه عقد زوجه را با عنوان بانو خطاب نموده است.» وگواه دیگر هم اظهار داشته «از مذاکرات فیمابین مطلع بوده و از وی خواسته بودند خانوادهاش متوجه ازدواج سابق زوجه نشوند.» از سوی دیگر خوانده مدعی شده است بعد از طلاق سابق نام همسر اولش در سند سجلی او درج بوده و بعد از عقد و ازدواج با خواهان به اتفاق وی به اداره ثبت احوال رفته و با رضایت وی نام همسر اول از شناسنامه وی حذف شده است و حتی مدت کمی بعد از عقد با هم زناشویی داشتهاند.
دادگاه با توجه به دفاعیات خوانده و اظهارات دو نفر گواه مذکور خصوصاً سردفتر محترم و با توجه به متن سند ازدواج که زوجه را با عنوان «بانو» اعلام نموده است و با توجه به اینکه اطلاع خواهان از مندرج بودن نام همسر اول خوانده در شناسنامه وی و حذف آن با رضایت وی بیانگر اطلاع وی از موضوع است و با توجه به سایر قرائن و امارات موجود، دادگاه دعوی خواهان را وارد ندانسته و مستنداً به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی و اصل لزوم عقد، حکم به بطلان دعوی خواهان صادر میکند. اما در خصوص خواسته دیگر خواهان مبنی بر الزام خوانده به استرداد هدایای تحویلی به خوانده، نظر به اینکه خواهان دلیل و مدرک محکمه پسندی که مثبت ادعای وی مبنی بر خرید هدایا و تحویل آن به خوانده باشد ارائه نکرده است و صرف تهیه لیست پیوست دادخواست مؤید و مثبت ادعای وی نیست. لذا دادگاه دعوی وی را در این مورد نیز وارد ندانسته و مستنداً به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ردّ دعوی خواهان را صادر میکند. رأی دادگاه حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رئیس شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی دماوند – محمدی
ر خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ر.ش. به طرفیت خانم س.ف. نسبت به دادنامه شماره 417 مورخه 1393/04/15 صادره ازشعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان دماوند که به موجب آن حکم به بطلان و نیز قرار رد دعوی تجدیدنظرخواه به خواسته های 1-تنفیذ فسخ نکاح و 2- استرداد هدایای ازدواج صادر شده است با توجه به محتویات پرونده اولاً دعوی اول تجدیدنظرخواه تنفیذ فسخ نکاح بوده نه فسخ نکاح که چنین دعوایی غیرصحیح است به دلیل اینکه در عقدنامه برای طرفین چنین خیار فسخی را قائل نشدند تا پس از اعلام فسخ از یک طرف با ارسال اظهارنامه بتواند تقاضای تنفیذ فسخ را بکند گرچه در این پرونده همین مقدار یعنی اعلام فسخ از سوی تجدیدنظرخواه نیز صورت نگرفته است بلکه در نکاح احد از طرفین میتواند از محاکم صالحه تقاضای فسخ نکاح را بکنند و لذا این بخش از دادنامه صحیحاً طرح نشده دادگاه مستنداً به ماده 358 ق آ.د.م. ضمن نقض آن قرار رد دعوی تجدیدنظرخواه صادر و اعلام مینماید و اما اعتراض تجدیدنظرخواه به بخش دیگر دادنامه که قرار رد نسبت به دعوی استرداد هدایا صادرشده است با توجه به محتویات پرونده به نظر دادگاه اعتراض وارد است به دلیل اینکه دادگاه محترم بدوی دراین قسمت باید ماهیتی اظهارنظر میکرد نه شکلی و لذا مستنداً به ماده 353 ق آ.د.م. ضمن نقض این بخش پرونده جهت اظهارنظر ماهوی به دادگاه بدوی ارسال مینماید. رأی صادره در بخش اول پس از ابلاغ به مدت 20 روز قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
رییس و مستشار شعبه 60 دادگاه تجدیدنظراستان تهران
آل حبیب – علیخانی
نظر شما