در تاریخ 1392/11/30 خانم ص.ج. با وکالت آقای ع.ه. و خانم س.خ. دادخواستی به طرفیت آقای م.ر. به خواسته صدور حکم طلاق تقدیم دادگستری ساری نموده که رسیدگی به شعبه دهم دادگاه عمومی ساری ارجاع و پس از رسیدگیهای لازم منتهی به دادنامه غیابی شماره 1000777- 1393/5/27 مبنی بر صدور حکم طلاق زوجه به استناد ماده 1130 قانون مدنی میگردد، حسب اوراق پرونده حکم غیابی صادره به شرح برگ 61 پرونده در تاریخ 1393/6/29 به آقای م.ر. ابلاغ میشود و وی در تاریخ 1393/8/18 نسبت به آن واخواهی بهعمل میآورد و دادگاه صادرکننده رأی غیابی با توجه به انقضای مهلت واخواهی و تجدیدنظرخواهی، واخواهی را فرجامخواهی تلقی و پرونده را به دیوانعالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع میگردد.
با توجه به محتویات پرونده و مفاد دادخواست محکومعلیه غائب به حکم غیابی بهعنوان واخواه اعتراض دارد که فقط در دادگاه صادرکننده حکم غیابی قابل رسیدگی بوده دادگاه طبق ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی و لحاظ بندها و نیز تبصره یک این ماده به اعتراض رسیدگی و قرار مقتضی صادر میکرد و تلقی واخواهی به فرجامخواهی توجیه قانونی ندارد و بنا بهمراتب در وضعیت حاضر موضوع قابلیت طرح در دیوانعالی کشور را ندارد و با رد فرجامخواهی پرونده به مرجع ارسالکننده اعاده میگردد.
رئیس و مستشار شعبه 23 دیوان عالی کشور
انصاری – احمدی
نظر شما